X
تبلیغات
رایتل
مانگ
به معنی ماه
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 52243


نویسندگان
مارال (56)
مانلی (33)

 
شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1389 :: 04:24 ب.ظ :: نویسنده : مارال

باز من ماندم و خلوتی سرد

خاطراتی ز بگذشته ای دور

یاد عشقی که با حسرت و درد

رفت و خاموش شد در دل گور

 

روی ویرانه های امیدم

دست افسونگری " شمعی افروخت

مرده ای چشم پر از آتشش را

از دل گور بر چشم من دوخت

 

ناله کردم که ای وای " این اوست

در دلم از نگاهش " هراسی

خنده ای بر لبانش گذر کرد

کای هوسران " مرا می شناسی

 

قلبم از فرط اندوه لرزید

وای بر من که دیوانه بودم

وای بر من " که کشتم او را

وه که با او چه بیگانه بودم

 

او به من دل سپرد و به جز رنج

کی شد از عشق من حاصل او

باغروری که چشم مرا بست

پا نهادم به روی دل او

 

من به او رنج و اندوه دادم

من به خاک سیاهش نشاندم

وای بر من خدایا " خدایا

من به آغوش گورش کشاندم

 

 

در سکوت لبم ناله پیچید

شعله ی شمع  مستانه لرزید

چشم من از دل تیرگی ها

قطره اشکی در آن چشم ها دید

 

همچو طفلی پشیمان دویدم

تا که در پایش افتم به خواری

تا بگویم که دیوانه بودم

می توانی به من رحمت آری

 

دامنم شمع را سر نگون کرد

چشم ها در سیاهی فرو رفت

ناله کردم مرو صبر کن " صبر

لیکن او رفت " بی گفتگو رفت

 

وای بر من " که دیوانه بودم

من به خاک سیاهش نشاندم

وای بر من که من کشتم او را

من به آغوش گورش کشاندم .

  

فروغ فرخزاد ٬تهران-مرداد ماه 1333